متاسفانه به دلیل برخی مشکلات مجبور شدم که به
بروم.
منتظر شما هستم
ع.ش.ق آسمانی
عشق یعنی ... همون سلام اول.
عشق یعنی ... چیزی مثل تنفس در هوای پاک کوهستان.
عشق یعنی ... یک موهبت طبیعی که باید اونو پرورش داد.
عشق یعنی ... انفجار احساسات.
عشق یعنی ... وقتی دلت می ره نتونی جلوشو بگیری.
عشق یعنی ... جذب شخصیتش بشی.
عشق یعنی ... وقتی تو از اون بخوای که مرد زندگیت بشه.
عشق یعنی ... وقتی من و تو ما می شیم
عشق یعنی ... حاصل جمع دو انسان
و سرانجام عشق یعنی نقض قانون ریاضی
یعنی ۱+۱=۱
عاشق بودن To love someone
بخشیدن تا سر حد فقر است is to give until your heart aches,
والاترین هدیه ها بین دوستان The greatest gifts shared between two people
اعتماد است و درک متقابل are trust and understanding,
این دو ارمغان عشق اند. Which come from love.
عشق ایثار چیزی بیش از تمامی خود است، ten percent of yourself and wanting something
تنها در طلب لبخندی کوچک. as simple as a smile in return.
عاشق بودن To love someone
دیدن نه تنها با چشم که با دل است is to be able to see not only with your eyes but eith your heart,
پرورش بینشی در ژرفای احساس خود و دیگری است it is to develop insight into your feelings and the other person's feelings,
داشتن درکی نیکو از پیوند میان دو انسان است. And have a good understanding of your relationship
من اگر ما نشوم ، تنهایم
تو اگر ما نشوی ، خویشتنی
من اگر برخیزم
تو اگر برخیزی
همه بر می خیزند!
من اگر بنشینم،
تو اگر بنشینی،
چه کسی بر خیزد!
حرف را باید زد ،
درد را باید گفت!
سخن از عشق)مهر( من وجود تو نیست.
حرف را باید زد.
اين ظلمه...ظلمه وقتی کسی رو دوست داری نزارن ببينيش ... ظلمه اگه هروقت ببينن داری باهاش حرف ميزنی سرزنشت کنن . ديگه خسته شدم از بس با همه جنگيدم و تو روی همه وايسادم ميترسم يه روز بفهمم کارم اشتباه بوده ميترسم وقتی به اشتباهم پی ببرم که همه پل های پشت سرم خراب شده باشه ....ميترسم راه برگشتی برام نمونه يکی نيست بهشون بگه که اگه مثلا کسی بخواد با اسيدسولفوريک آزمايشی انجام بده و خواص اونو بشناسه حتما دليل بر اين نيست که بخواد ازش بخوره يا اونو روی دستش بريزه ... فقط ميخواد اونو بشناسه و خصوصياتشو بفهمه . فايده ها و ضررهاشو بدونه ... به نظر من اين بد نيست !!. اگه قرار باشه از اسيدسولفوريک فقط تو کتابا نام ببرن که نميشه شناسايی اون موقع اگه يه ماده به دست آدم برسه فاجعه آميز ميشه . اونو نشناختیم و طرز کار باهاشو بلد نيستیم نميدونیم چجوری بايد باهاش کار کنیم تا بهمون ضرر نرسونه . اطلاعاتمون فقط تئوريه مثل شنيدن تعريف کسی از يه داستان يا خاطره سفری که رفته بودن و چيزايی که بقيه ديدن .. اينا برای ما که شنونده ایم جالبه اما کارايی نداره برا همين سعی ميکنیم خودمون تجربه اش کنیم و همين باعثه خيلی از سقوطا ميشه
..سقوط ناگهانی شايد با اولين تماس
!!!!در افق هر سو را می نگرم نیست جز تو نوری در نظرم
می روم آنسوی نور روشنی نیست جز خواب و خیال آدمی
می نشینم در کنار بید مجنون می نویسم از دیار دیو ملعون
از دیار عشق و عاشق از دیار لحظه های با تو بودن
از دیار مکتب حرف حساب از دیار غربت مرگ حسام
از دیار مردم پالان پوش از دیار عاجزان و بی کسان
از دیار هیچ و پوچ از دیار آن پیرمرد صبور
به خودم می گویم
دوستی را تا کجا باید رفت
شاعر : استاد مرتضی بهزاد
در عرض يك دقيقه ميشه يك نفر رو خرد كرد.
در عرض يك ساعت ميشه يكي رو دوست داشت.
در عرض يك روز ميشه عاشق شد.
ولي يك عمر طول ميكشه كسي رو فراموش كني.
فراموش كني.
فراموش كني.
بخوانيم شعري از ديوان گريه
من و تو زاده فصل خزانيم
دو تن پرورده در دامان گريه